در بحبوحه بحران سیاسی و انتخاباتی نیجریه در سال ۱۹۹۳، دو برادر جوان، رِمی و آکین، یک روز را همراه پدر دورافتادهشان در شهر لاگوس میگذرانند. آنها در جریان این سفر با زندگی سخت پدر، مشکلات خانوادگی و آشوبهای سیاسی شهر روبهرو میشوند و رابطه میانشان به شکل تازهای تحت تأثیر قرار میگیرد.
در بحبوحه بحران سیاسی و انتخاباتی نیجریه در سال ۱۹۹۳، دو برادر جوان، رِمی و آکین، یک روز را همراه پدر دورافتادهشان در شهر لاگوس میگذرانند. آنها در جریان این سفر با زندگی سخت پدر، مشکلات خانوادگی و آشوبهای سیاسی شهر روبهرو میشوند و رابطه میانشان به شکل تازهای تحت تأثیر قرار میگیرد.
برندهٔ ۱ جایزهٔ بفتا؛ مجموعاً ۱۲ جایزه و ۳۷ نامزدی
پدران و پسران اغلب رابطهای پیچیده دارند. در بسیاری از موارد پسران، پدرانشان را آنطور که میخواهند (یا اصلاً) نمیشناسند و پرسشهای بیپاسخی درباره این افراد که با وفاداری—اما گاه بیدلیل—«والد» میخوانندشان، برایشان باقی میماند. بنابراین وقتی فرصتی برای بهتر شناختن پدر پیش میآید، کنجکاوان مشتاق آن میشوند. این وضع برای دو پسرک، آکی (Godwin Egbo) و رمی (Chibuike Marvellous Egbo)، که برای یک سفر...
پدران و پسران اغلب رابطهای پیچیده دارند. در بسیاری از موارد پسران، پدرانشان را آنطور که میخواهند (یا اصلاً) نمیشناسند و پرسشهای بیپاسخی درباره این افراد که با وفاداری—اما گاه بیدلیل—«والد» میخوانندشان، برایشان باقی میماند. بنابراین وقتی فرصتی برای بهتر شناختن پدر پیش میآید، کنجکاوان مشتاق آن میشوند. این وضع برای دو پسرک، آکی (Godwin Egbo) و رمی (Chibuike Marvellous Egbo)، که برای یک سفر یکروزه از روستای دورافتادهشان به لاگوس—بزرگترین شهر نیجریه و محل کار پدرشان—به همراه پدرشان فولارین (ملقب به کاپو؛ با بازی Sope Dirisu) دعوت میشوند، برقرار است. فولارین، سرپرست خانه، اغلب ماهها در لاگوس کار میکند و از همسرش، بولا (Efon Wini)، و پسرانش دور است؛ غیبتهای طولانی او خلأ قابلتوجهی در زندگی خانوادگی ایجاد کرده است. پسران کم و بیش تنها از عشق عمیق پدر به آنها و تعهدش به تأمین خانواده خبر دارند، اما ابعاد دیگری از شخصیت او برایشان ناشناخته است: گذشتهاش در لاگوس، نحوه آشنایی و زندگی با بولا و، مهمتر، دیدگاههای سیاسی نسبتاً مطرح او که در زمینه داستان—انتخابات جنجالی ملی ۱۹۹۳ و پیامدهای نگرانکنندهاش—اهمیت ویژهای پیدا میکند. در طول سفر، فولارین کمکم خود را برای پسرانش باز میکند، برایشان از گذشتهاش میگوید و مکانهایی را نشان میدهد که در آنها سرک کشیده و خاطرات و درسهای زندگی منتقل میکند؛ لحظاتی که تصویری مؤثر و درخشان از جنبههایی از شخصیت او ارائه میدهند که پیشتر پنهان مانده بود. هر که زندگی پدری شبیه به این را تجربه کرده باشد، بیشک این قصه را مؤثر و سرشار از احساس خواهد یافت؛ داستانی که دل را میلرزاند و ممکن است روی دو چشم اشک بنشاند. فیلم همچنین پنجرهای روشنگر به رخدادی کلیدی در تاریخ معاصر نیجریه میگشاید؛ رویدادی که بهخوبی و بدون زیادهگویی منتقل میشود و بسیاری از مخاطبان غربی احتمالاً کمتر از آن میدانند. اما شاید مهمتر از همه، این قصه—که گفته شده تا حدی از زندگی نامهنویسـکارگردان Akinola Davies Jr الهام گرفته شده—در سطوح گوناگون اثرگذار است، که حاصل فیلمنامه محکم و اجراهای برجسته سه نقش اصلی، از جمله دو بازیگر جوان، است. «سایه پدرم» بیتردید یکی از خوشتعجبکنندهترین آثار این دوره جشنواره است و ارزش تماشا و تأمل را دارد.
«همه چیز فداکاری است. فقط باید دعا کنی چیز اشتباهی را فدا نکنی.» این شاید شعاری باشد که بیشتر والدین هنگام تلاش برای بهتر کردن وضع خانوادهشان با خود تکرار میکنند و دقیقاً همین شعار محرک «فولا» (Sope Dirisu) است. او و همسرش دو پسر خردسال دارند، ولی زندگی برای آنها دشوار است. فولا بهخاطر ترک زودهنگام تحصیل مجبور شده در لاگوس بهصورت غیرماهر کار کند، در حالی که مادر شغل نسبتاً مناسبتری نزدیک خانه دارد. آثار این روند بر پسران عمیق است، اما در سفر بیبرنامهای که با پدرشان به شهر میروند درمییابیم که خود او نیز بهخوبی از تأثیر انتخابهایش—یا آنچه بهنام انتخاب بر او تحمیل شده—آگاه است، انتخابهایی که برای تأمین امنیت و معیشت خانوادهاش ناچار به انجامشان است. مقارن با زمان انتخابات در نیجریه، پسران در گشتوگذار شهری خود با خوشبینیها و مسمومیتهایی مواجه میشوند که هر چه اعلام نتیجه نزدیکتر میشود شدت میگیرد. آنچه در اینجا واقعاً مؤثر است سادگی کل ماجراست: رمی و آکین بهاندازهای کوچکاند که از شهر و شهربازیاش لذت ببرند، اما همزمان بهاندازهای بزرگ که برخی از فداکاریهای والدین و جدیت وضعیتی سیاسی را که ممکن است بازگشتشان به خانه را دشوارتر از آمدن کند، درک کنند. مثل انتظار پرشور برای یک مسابقه فوتبال، آنها منتظر نتیجهاند—اما تیم بازنده چگونه واکنش نشان خواهد داد؟ آیا اصلاً نتیجهای اعلام خواهد شد؟ هر دو بازیگر جوان با اعتمادبهنفسِ جذابی ظاهر میشوند و هماهنگیشان با تلاش سنجیدهی Dirisu که آرزوهای پدریاش را برای فرزندانش و عشق عمیقش به مادرشان بهصورتی مؤثر و دلانگیز منتقل میکند، خوب است. سفر آنها همچنین نابرابریهای اجتماعی در این کلانشهر را برجسته میکند؛ جمعیتی با سلاح سرد که نه به مردم ساحل، بلکه به نهنگی که میتواند روزها گوشت فراهم کند، چشم دارد. در جریان روز، هم کودکان و هم پدر بیشتر درک میکنند که جامعهشان تا چه حد شکننده است و آکینولا دیویس این پیامهای متناقض را بهشیوهای ظریف اما مؤثر بیان میکند—نه از طریق خشونت افراطی، بلکه با استفاده از این شخصیتها برای آشکار کردن ترکها و پیوندهای ملت. در عین حال، فیلم زمانهایی برای تفریح و چند صحنه پرتنش هم دارد و کلیت اثر روایت مردی است که مصمم است وضع خانوادهاش را نسبت به کودکی خودش بهتر کند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران